اسلام دین ایدئولوژی توتالیتر
ایدئولوژی بلحاظ ساختار جزمی خود توتالیتر است زیرا با اتکا به «حقانیت مطلق» خود هرگونه دیگر فکری را بطور قطع دفع میکند. استالینسم به مطلقیت علمی بودن مارکسیسم و ماتریالیسم تاریخی و رسالت پرولتاریا معتقد است و بناگزیر به توتالیتاریسم منجر میشود. نازیسم به نژاد برتر، پست بودن نژاد سامی، گسترش سرزمین حیانی برای ژرمنها، اعتقاد داشت و بنابراین به یک نظام توتالیتر منتهی میشود. اینگونه ایدئولوژیها بنابر طبیعت خود در مقابل آزادی و پلورالیسم و دمکراسی قرار میگیرند. این توتالیتاریسم با ایدئولوژی جزمی و یک دستگاه دولتی متمرکز مشخص میشود. لوئی آلتوسر فیلسوف فرانسوی در تحلیل از حکومت، از دستگاههای ایدئولوژیک دولتی نام میبرد. دستگاه ایدئولوژیک از نظر او مجموعه نهادهایی مانند وزارتخانهها، احزاب، رسانهها، مدارس، روزنامهها، بنیادهایی است که مناسبات مسلط را بازتولید میکنند و این بازتولید با خشونت و ایدئولوژی همراه است. با توجه به گفته آلتوسر، در الگویهای توتالیتاریستی بقول مارسل گوشه فیلسوف فرانسوی، این دستگاههای ایدئولوژیک دارای تمرکز بوده و توسط افراد معدود یا دیکتاتور حاکم و یک نظام ایدئولوژیکی، کنترل میشوند
حال پرسش در مورد دین اسلام است. آیا این دین را میتوان بعنوان یک دکترین ایدئولوژیک تلقی کرد؟ دین اسلام متکی بر بینش قرآن است. این کتاب دربرگیرنده افسانههای دینی و احکام عبادی و ضوابط رفتاری تعبدی و محرکههای خشونت طلبی است. این کتاب بر اصل قدسی و اراده الهی و ضرورت تسلیم در برابر الله تاکید دارد. اسلام یک دین مبتنی بر قداست است زیرا به قدرت فرای طبیعت و انسان اعتقاد دارد و الله را سرمنشا هستی میداند. ولی همین دین دارای یک نظام ایدئولوژیکی است زیرا بطرز انبوه به قدرت روی زمین و سرسپردگی انسان باور دارد و به روایت قرآن، پیامبر خواهان سرکوب قطعی مخالفان بوده و زمین و ثروت و قدرت را در انحصار خود میخواهد. افزون بر آن تمام تاریخ اسلام پس از مرگ محمد از چهار خلیفه تا امویان و خلافت عثمانی و جمهوری اسلامی و داعش، علیرغم ویژگیهای گوناگون و تفاوت آنها، بر قدرت روی زمین و بندگی انسان در برابر قدرت مطلقه حاکمان پای فشرده است. ساختار اسلام دینی ایدئولوژیک است زیرا آسمان را به زمین و به تبعیت انسان از نماینده الله وصل میکند و سعادت اخروی را با تسلیم به حکومت دینی مربوط میداند. این دین سعادت اخروی را با حذف آزادی دنیوی انسانها ممکن میداند.
توتالیتاریسم دینی در محتوای آیات منعکس است و قرآن خشونت مقدس خود را اصل پیروزی الله میداند. مطالعه قرآن براحتی تبعیض و خشونت و سلطه گری بر غیر مومن و عذاب قیامت مورد حمایت قرآن را نشان میدهد. قرآن تاکید دارد که تنبیه و عذاب الهی همه جا اجرا میشود، کافر به «آتش دوزخ» میرود تا «سر و صورت و اندامش پاک بسوزد» (آیه ۱۶ از سوره معارج). قرآن تاکید میکند که منافقان و کافران و مخالفان اسلام «هر جا یافت شوند آنان را گرفته و بطور جدی به قتل رسانید و این سنت خداست» (آیه ۶۱ سوره احزاب). آیات بسیاری در این زمینه یافت میشود: هر جا مشرکان را یافتید به قتل رسانید و از شهرهایشان برانید (بقره، ۱۹۱).ای مؤمنان کافران را بکشید که در زمین فتنه و فساد دیگری نماند و آئین همه دین خدا گردد (انفال، ۳۹). شما مؤمنان چون با کافران روبرو شدید باید آنان را گردن زنید (محمد، ۴). بکشید در راه خدا که خدا به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست. (بقره، ۲۴۴). شماای اهل ایمان کافران را بکشید و با آنان کارزار کنید تا خدا آنان را بدست شما عذاب کند و خوار گرداند (توبه، ۱۴). آنان در دین شما تمسخر و طعن زنند، آنان را بکشید که انان را سوگند استواری نیست، تا از ترس شمشیر از طعن زدن به اسلام بس کنند. (توبه، ۱۲). همانا کیفر آنان که با خدا و رسول او به جنگ برخیزند و در زمین به فساد کوشند جز این نباشد که انها را به قتل رسانند یا به دار کشند و یا دست و پایشان به خلاف ببرند، یا با نفی بلد و تبعید از سرزمین صالحان دور کنند، این ذلت و خواری عذاب دنیوی انهاست و اما در آخرت باز در دوزخ به عذابی بزرگ معذب خواهند بود. (مائده، ۳۳). در قرآن اینگونه آیات جنایی بسیارند.
اسلام بدون خشونت امکان ناپذیر است. الکسی توکویل در نقادی استعمار فرانسه در الجزایر به محتوای قرآن پرداخته و به نقد آن مینشیند. در مطالعه خود توکویل به پدیده اسلام نیز نقد کرده و مینویسد در قرآن آمده است تمام کسانی که وفادار به اسلام نیستند به جهنم خواهند رفت. بنابه منطق قرآن هر پیامبری فقط باعتبار کشتار دشمنان زیاد توانسته افراد را به اسارت بکشاند. (توکویل، آثار کامل، انتشارات گالیمار پاریس). نکته مورد توجه توکویل شدت خشونت در قرآن است و برآنست که در ادیان دیگر به میزان اسلام، حمایت از خشونت موجود نیست. چند آیه بالا بروشنی خشونت موجود در نوشتار قرآنی را نشان میدهد. هر چند که برخی سعی در کم رنگ کردن داشته و نمیخواهند این خشونت عریان را ببینند و حتا اسلام را دین «صلح» قلمداد میکنند. روشن است که در جامعه بدوی حجاز و در گستره تاریخی آنزمان، خشونت قرآن انعکاسی از خشونت دوران و اجتماع خود است. این خشونت نمیتوانسته غایب باشد چون جدال میان محمد و دیگران جدال نظامی و سیاسی و خانوادگی و برای مال و قلمرو و قدرت بوده است. بعلاوه قرآن از میراث تربیت خشونتبار در کتاب عهد عتیق و جوامع سنتی خاورمیانه تاثیر گرفته است.
بنابراین توتالیتاریسم قرآنی معنای تاریخی و فرهنگی دارد و پیشبرد هدف را به اعمال خشونت وابسته میداند. قرآن از ضوابط قانونمند و دیالوگ دور است و تجلی یک خشونت مقدس الهی و سنتی است. سراسر قرآن از پیامهای سیاسی و نظامی و اجتماعی خشونت آمیز سرشار است. این خشونت گفتاری و تهدید به جهنم و آتش و قتل مخالف، بنیاد اعتقادی قرآن است زیرا الله نیروی مطلقه و جباری است که انسانهای غیرمطیع را نابود میکند. برای قرآن، امر قدسی بر جهان حکم میراند و کسی که این قدسیت را نادیده میگیرد نابود میشود. محمد پیامبر خدا و کلام او کلام الله است و بنابراین این حقیقت قدسی قابل تردید نیست. تردید و شک به تنبیه منجر میگردد. البته ما میدانیم که از نظر جامعه شناسی زبان قرآن در ضمن زبان فرماندهان و حاکمان و سرکوبگران جدیدی است که در جستجوی قدرت و استقرار سلطه هستند. محمد و تمامی خلفای عرب تحکیم قدرت خود را با الهی نشان دادن آن قدرت، میسر میدانند و این روش را بهترین راه برای تحمیل به جامعه میدانند. به این ترتیب توتالیتاریسم اسلام قبل از هرچیز توتالیتاریسم فردی محمد بعنوان رئیس نظامی و سرکرده مسلمانان است. این توتالیتاریسم بر نوشته مقدس تکیه میکند ولی در واقع توتالیتاریسم شخصی و گروه معدود حامی محمد است.
برچسب: اسلام,استعماری,توتالیتاریسم,
نویسنده: هیراد حبیبی