خرید بک لینک
H J, [17.08.17 18:58]
اسلام دین جنگ است و محمد فرمانده جنگی است. استراتژی محمد پس از اعلام پیامبری تشدید فشار و استقرار دستگاه سیاسی است. در این دوران، پیشبرد جنگها، جمع آوری سپاه مسلمان، تهیه الات جنگی، ارسال نماینده محمد بسوی قریش و یهودیان، تحمیل سیاست مالیاتی جزیه، اجرای برده داری، تصرف املاک خانوادههای رقیب، استراتژی تخریب کامل رقیب، تبلیغ سیاست بمثابه دین قدسی، عدم تحمل و آشتی ناپذیری در مورد مخالفان، از جمله سیاستهای دستگاه سیاسی و اداری محمد است. دستگاه حکمروایی محمد با دستگاه امپراتوری بیزانس و پارس قابل مقایشه نیست، ولی همین دستگاه که بسرعت در حال شکل گیری است از قواعد معینی و سلسله مراتب مشخصی تبعیت میکند. این دستگاه با غزوات محمد و قواعد حکمروایی بمرور استحکام مییابد.
جنگهای محمد یا غزوات بسیارند. جنگ بدر علیه قریش، جنگ احد با قریش، جنگ بنی النضیر با یهودیان، جنگ خندق، جنگ خیبر علیه یهودیان، جنگ برای فتح مکه، جنگ تبوک با رومیها، از جمله غزوات محمد است. اغلب این جنگها تعرضی و علیه مخالفان و رقیبان و یهودیان بودهاند. هدف مرکزی این جنگها تصرف قلمرو و گسترش قدرت سیاسی اسلام است. بر خلاف توضیح رایج که گویا اسلام دین معنویت است و به مال دنیا اعتنایی ندارد، بطور مسلم اسلام از زمان محمد، دکترین جنگ برای ثروت اندوزی و نابودی هویت فرهنگی و اجتماعی و دینی ملتهای دیگر و توتالیتاریسم خونین است. روند تاریخی استقرار اسلام باعتبار خشونت قبیله و جنگهای اشغالی و استعماری میسر گردید. محمد در سال ۶۲۲ میلادی از مکه به یثرب (مدینه) «هجرت» میکند زیرا قریش مخالف او بود و مخالفان محمد، او را اخراج میکنند. ولی محمد پس از هشت سال جدال و درگیری در سال ۶۳۰ مکه را تصرف میکند. تا زمان مرگ محمد در سال ۶۳۲ میلادی تمام قبیلههای یهودی و قریشی و یمنی شکست خورده و بخش مهم شبه جزیره حجاز به تصرف قوای محمد درمی آید. تصرف شبه جزیره عربستان شرط مقدماتی حمله و اشغال زمینهای غیر عرب است. تصرف مناطق داخلی شبه جزیره حجاز کلید استعمار سرزمینهای دیگران است. محمد حمله به سوی شام را در نظر داشت و بعلاوه خواهان اشغال سرزمینهای دیگر بود. «تاریخ طبری» از نامههای محمد به سران حکومتهای همسایه هراکلیتوس امپراتور بیزانس، نجاشی شاه حبشه و خسروپرویز شاهنشاه ایران میگوید. محمد آنها را به قبول اسلام فراخوانده و آنها را تهدید به جنگ میکند. اهداف جنگی و تجاوز محمد زیر پوشش دین صورت میگیرد ولی روشن است که این اهداف برای غارت و اشغال و استعمار بوده است. عبدالحسین زرین کوب با بیان گرسنگی و فقر اعراب، روایتی نقل میکند که در آن محمد قول «گنج خسروان و قیصران» را به اعراب داده بود. گنج دزدیده برای چه کسی بود؟ بی سبب نیست که پیامبر در قرآن به طرفداران و سربازانش، قول غنیمت میدهد. غنیمت همان چپاول ثروت ملل دیگر برای عربها و قشون محمد است. در استعمار جدید غرب از بدست آوردن مواد خام صحبت میکنند و در استعمار اسلامی، محمد از غنیمت حرف میزند.
در زمان چهار خلیفه عرب جنگ و تجاوز به سرزمینهای دیگر گسترش مییابد. سپاه عرب متشکل از دستههای جنگجوی بیابانی و راهزن و مسلمان حریص برای تصرف زمین و غنائم جنگی و تجاوز به زنان و رفتن به بهشت است. در زمان خلافت چهار خلیفه طی سالهای ۶۳۲ تا ۶۶۱ میلادی، سر آغاز خلافت و تسلط بر سرزمینهای غیر عربی است. جهاد و اشغال توسط حکمرانان مسلمان برای غارت و تصرف زمینهای خاورمیانه است. هجوم به سرزمین پارس (ایران) در سال ۶۳۶ از جنگ قادسیه آغاز میشود و در تمام دوران ابوبکر و عمر و عثمان و علی، جنگ و تجاوز به سرزمین ایران و سرکوب ایرانیان ادامه مییابد. در سال ۶۳۸ اورشلیم به اشغال مهاجمان عرب درمی آید. تصرف مصر در سال ۶۴۲ رخ میدهد. خلافت امویان از سال ۶۶۱ میلادی تا سقوط در سال ۷۱۱ میلادی، دوره تجاوزات جدید مانند اشغال دمشق، سقوط کارتاژ، تصرف شمال آفریقا و سپس تصرف اسپانیا و لشگر کشی به قلمرو خاک فرانسه در غرب و در شرق تا اشغال بخش شرقی ایران و سپس مرزهای هند ادامه دارد. عباسیان از ۷۵۰ تا ۱۲۵۸ حکومت کرده و بغداد پایتخت آنان است. بسال ۱۲۵۸ قشون مغول بغداد را تخریب میکند. امپراتوری عثمانی که از ۱۲۹۹ آغاز و در ۱۹۲۳ پایان مییابد، بنام اسلام به تجاوز و لشگر کشی ادامه داده و بخشهای گسترده از خاورمیانه و اروپا را اشغال میکند.

H J, [17.08.17 18:58]
نتیجه گیری از بیان این حوادث نظامی سیاسی از زمان محمد تا دوران عثمانی اینستکه اسلام باعتبار جنگ، خشونت مدام و دستگاه حکومتی، جوامع متعددی را اشغال نموده و به زیر سلطه خونین میکشاند. آیا این لشگرکشیها جنبه مقدس داشته و فاقد جنبه تجاوزکارانه است؟ آیا جنگ و حاکمیتی که به نفی حقوق انسانهای یک سرزمین انجامیده و در خدمت امتیازداران بیگانه است، میتواند عامل مثبت و دلیل خوشبختی تلقی شود؟ پاسخ منفی است. پیام اولیه اسلام مبنی بر اینکه «ایمان بیاورید تا رستگار شوید»، در حقیقت برای تسلیم جمعیتها و ملل دیگر است. «رستگاری» در منطق اسلام یعنی بنده شدن برای عرب است. اسلام از ملل دیگر میخواهد تا سیاست توتالیتاریستی عرب را پذیرفته، مومن به حکومت الله شده، تا حاکمان عرب فرمانروایی کنند.

اسلام و سیادت طلبی بر زمین

هدف اسلام چیست؟ طرفداران این دین پاسخ میدهند: «دین اسلامی الهی است و برای نجات بشر است و هدف اسلام نجات بشریت است.» این گفته فاقد هرگونه جنبه علمی و تاریخی است و فقط محصول دروغپردازی و باور خرافی اسلامی است. ذهنیت مسخ شده و استعمار زده آخوندها و نواندیشان دینی، این تبلیغات دینی و ایدئولوژی اسلامی را بمثابه یک امر مثبت قلمداد میکند. حال آنکه این تبلیغات دارای ماهیتی استعماری میباشد. در زمینه تاریخشناسی، تعریف و ستایشی که حکومتگران و نظامیان و مستبدان و جنگجویان در باره خود میدهند، تحلیل علمی نیست. تحلیل علمی به دادهها و پیچیدگیها توجه داشته و بدور از منافع جانبدارانه و ایدئولوژیک، به بررسی روشمند و ابژکتیو میپردازد. تحلیل علمی در خدمت قدرتمندان نیست بلکه در خدمت دانش و حقیقت است. کار دستگاههای تبلیغاتی هیتلر و استالین و خمینی، نگارش تاریخ نیست. تبلیغات اسلامگرایان برای اسلام و محمد، بررسی تاریخی نیست. تمام دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی و نوشتهها و تریبونهای نواندیشان شیعه ایران و سکوت وهمنوایی روشنفکران چپ و راست، در خدمت توجیه استعمار عرب و سیادت توتالیتاریستی عرب است.
اسلام ایدئولوژی قدرت طلبان و قبیلهها و حاکمان عربی است که از جغرافیای حجاز خارج میشود و در پی سلطه گری بر یک جغرافیای گسترده است. قرآن در ابتدا بیان خواست پیروزی نظامی قبیلهای و سلطه بر قبیلههای دیگر میباشد. ولی در زیاده خواهی بعدی، به ایدئولوژی تصرف سرزمینهای دیگر مانند سرزمین پارسها و رومیها تبدیل میشود. پیام قرآن بر اصل خشونت و جنگ تاکید میکند و آنرا وسیله برده گیری و غنیمت گیری و وسیله تصرف سرزمین و ثروت و قدرت میداند. این اصل، یک اصل بنیادی است. این اصل پایه گذار ایدئولوژی استعماری عرب است. بقول مورخ فرانسوی «هانری پیرن» در کتاب «محمد و شارلمان» اسلام در دوران اولیه اجازه داد تا بسرعت اعراب بر ملل دیگر غلبه کنند. عربها تمدن قبیلهای داشتند و کسانی بودند که دارای اعتقادات جادوگری و بت پرستی بودند و اغلب اوقات مشغول جنگ و جدال بین خود بودند و کار اصلی اشان غارتگری بود. عربها کارشان جنگ و جدال داخلی بود ولی حریص و غارتگر بودند. «ریچارد فرای» شرقشناس و ایرانشناس آمریکایی معتقد است که انگیزه اولیه حمله اعراب به عراق، فتح و یا حکومت کردن نبوده بلکه کسب غنایم بودهاست. بمعنای دیگر همچون راهزنهای بیابانی مهاجمان در پی غارت بودند. از نظر ریچارد فرای، انگیزه گسترش دین اسلام در مقاطع بعدی ظاهر میشود. چشمانداز کسب غنایم باعث شد که برخی از اعراب عراق و عربستان به مسلمانان بپیوندند. (کتاب «دوران طلایی پارس»، برگ ۵۵ تا ۵۹). به این ترتیب طرفداران محمد قبل از هرچیز به چپاول توجه داشتند و سپس چپاول و تسلط بر سرزمین دیگران و اجرای استعمار را به سیاست کامل خود تبدیل میکنند. بقول ابن خلدون اسلام مردم عرب را در بستر گرد و غبار جنگ قبیلهای، بوجود میآورد. بمعنای دیگر ابن خلدون تغییر اجتماعی باندهای راهزن شبه جزیره حجاز را نتیجه جنگ میداند. جنگ محمد علیه یهود و کفار و منافق، به یک لشگر در مکه تبدیل میشود و جنگهای اسلامیون علیه ملل دیگر به تشکیل «مردم» یا «امت مسلمان» میانجامد. «امت» محمد، رسالت استعمار دیگران را بعهده دارد.

H J, [17.08.17 18:58]
دو امپراتوری بزرگ بیزانس و پارس ثروتمند بودند و عربها را وسوسه میکرد. این دو قدرت بزرگ بخاطر دشواریهای درونی و فساد و جنگ و بحران سیاسی خسته بودند و در برابر آنها، عربها با انگیزه قوی غارت و تخریب بودند. هجوم عربها برای غارت و اشغال آغاز شد و رشد کرد و این دو قدرت فرو ریختند. میتوان گفت که یزدگرد سوم زمان فرتوتی دولت و سپاهیان ایران بود و جنگ رستم فرخزاد در سال ۶۳۶ نمیتوانست جریان حوادث را تغییر دهد. دوران پایانی ساسانیان بحران و اختلاف و قتل در درون خانواده شاهی و نزدیکان اوج گرفت و بقول عبدالحسین زرین کوب در «دوقرن سکوت» سپاه یاغی شده بود و موبدان قدرت و نفوذ پیدا کرده بودند و در ریا و تعصب و دروغ و رشوه غرق بودند. در این دوران، قبل از یزدگرد سوم، طی فقط چهار سال ۱۰ پادشاه ساسانی بقدرت میرسند. آشفتگیهای داخلی افزایش میابد و ثبات سیاسی و نظامی و اجتماعی از بین رفته است. این شرایط، پیروزی باندها و راهزنان و لشگریان عرب را آسان میسازد.
«ژان پل رو» مورخ فرانسوی مینویسد تصرف ایران توسط عربها، ایرانیان را مجبور میکند تا دین اسلام عربها را قبول کنند و از دین «مزدایسم» خود دور شوند. عربها با تهاجم خود بلافاصله نظام مالیاتی جزیه و خراج را به ایرانیان تحمیل کرده و با تمام قدرت زبان ایرانیان را ممنوع نموده و آثار فرهنگی و هنری را نابود میکنند. محمد معین و عبدالحسین زرین کوب و ابن خلدون بر این باورند که اعراب کتابخانه بزرگ نیشابور را خراب کرده و به آتش کشیدند. عربها برای تحمیل دین خود، مراکز نیایش زرتشت را تخریب میکنند. عربها زبان و هویت ملل زیادی را نابود ساختند ولی در مورد ایرانیان این کار ساده نبود. زیر فشار عرب و فناتیسم عربیت، زبان فارسی مقاومت میکند. الفبای پهلوی حذف میشود ولی زبان فارسی به تکیه گاه هویت تاریخی برای ایرانیان تبدیل میشود. زبان مردم سرزمینهای سوریه و مصر و تونس و الجزایر و عراق ازبین رفته و مردم عرب میشوند، ولی ایرانیان زبان خود را حفظ میکنند. باید یادآوری نمود که زبان ایرانی پس میرود ولی دوباره زنده میشود و بعداز یک دوره خاموشی این زبان شاهکارهای بزرگی میآفریند. بهرحال با حاکمیت عرب «اسلامیزاسیون» ایران در جریان است و مردم زیر فشار خودسرانه و استبداد حاکمان حریص در تنگنا قرار دارند. همه ایرانیان از این شرایط تسلط عرب درد کشیدند (ژان پل رو، «تاریخ ایران و ایرانیان، از ابتدا تا امروز»، چاپ فایار پاریس ۲۰۰۶).

اسلام سیادت بر زمین را میخواهد و این دیدگاه امپریالیستی هر گونه کشتار و جنگ و توطئه را توجیه مینماید. بعلاوه تهییج مهاجمان عرب برای غارت و تخریب مردم دیگر و نفی فرهنگ غیر اسلامی، امری است که با روانشناسی تخریب همگونی دارد. «روانشناسی خود تخریبی» حالتی است که فرد را بسوی تخریب و مرگ خود میکشاند. حال آنکه «روانشناسی تخریب» رفتاری پاتولوژیکی است که فرد را بسوی تخریب و مرگ دیگران میکشاند. محمد در جامعهای رشد کرده که روانشناسی تخریب برجسته و ساختاری است. جنگهای مدام میان قبیله قریشی و میان این قبیله با قبایل دیگر مشخصه دائمی و رفتار همیشگی است. هستی اجتماعی این قبایل در تخریب متقابل است و به همین خاطر است که این قبایل فاقد تمدن و شهریت و هنر و معماری بودند. تمایل نظامی و خشونت طلبی و تخریب نزد محمد و یارانش، در اسلام ابعاد جدیدی بخود میگیرد و میزان ویرانگری را در بالاترین سطح قرار میدهد. جنگ و جدال قبیله به جنگ و تجاوز علیه ملتهای دیگر تبدیل میشود. تخریب عناصر درونی عرب در ادامه خود به تخریب علیه ملل دیگر تغییر میکند. این بار قدرت انهدام کلان است و دستههای حریص و آزمند و غارتگر اسلام رفتار تخریب را علیه سرزمین پارس بسیج میکنند. این تخریب برای نفی هویت و نفی شخصیتی و فرهنگی ایرانیان است. این دستهها گاه با محرکههای دینی ولی بخصوص با محرکههای جنسی و محرکههای غنیمت گیری و چپاول بسوی مرزهای ناشناخته حرکت میکنند تا فقط نابود کنند و چپاول کنند و زنان را باسارت بگیرند. آنها میدانند که در جنگ زمینی اگر نابود شوند در «حیات» پس از مرگ به باکرههای بهشتی و امتیازات مادی و جنسی بهشتی که قرآن وعده داده، میرسند.

+ نوشته شده توسط sorouri در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ و ساعت 7:8 |

برچسب: اسلام,برای,اشغال,واستعمار, نویسنده: هیراد حبیبی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 12:17

صفحه بندی